پيدايش جانداران در روي زمين

 گفتيم به محض سفت شدن سطح زمين ، در اثر بارش باران‌هاي شديد و سيل آسا اولين مرتبه نباتات متعدد كه تخمشان در فضا به وسيله‌ي باران‌ها بر روي زمين ريخته شده بود ، به وجود آمدند و به تدريج آن نباتات متنوع شدند و اين وضع ميليون‌ها سال ادامه داشت . در اثر زياد شدن انواع نباتات ، روي زمين با فرش‌هاي سبز و زيبا پوشيده شد و درختان متنوع به وجود آمدند. به طوري كه درختان و نباتات قسمت مهمي از سطح زمين را پوشانيدند و در آن هنگام طوفان‌هاي تند و شديد پديد آمدند و همه‌ي درختان و نباتات را از ريشه كنده روي هم انباشتند. اين توده‌هاي متراكم‌درختان پر حجم و نباتات متموع در روي زمين خشك شدند و آب آن‌ها را پوشاند تا در اثر مرور زمان و خشكي‌هاي طولاني همه‌ي آن‌ها تبديل به خاك نباتي شدند ، دوباره نباتات و درختان شروع به روئيدن كردند و سپس دچار سرنوشت همان درختان و نباتات قبلي شدند ، قرن ها پشت سر هم گذشت همه‌ي ذرات خاك شده آن درختان و نباتات به حجم زمين افزوده شدند و قشر وسيعي از زمين را تشكيل دادند بعد هم تبديل به توده‌ي متراكم و سفت شدند، رنگ آن‌ها به تدريج سياه گشت تا مبدل به سنگ‌هاي لخت و سياه مانند شدند ( در واقع ذغال سنگ از همين‌ها توليد شده است كه در داخل زمين مدفون ماندند ) تا در ادوار بعدي انسان‌ها آن‌ها را كشف و مورد استفاده قرار دهند . فلاسفه‌ يونان باستان در مورد پيدايش حيات معتقد بودند كه نطفه‌هاي اثيري حيات به شكل اجزاي نامرئي در سراسر عالم پراكنده است و از همين نطفه‌ها موجودات زنده پديد مي‌آيد كه اين نظريه را ، پان اسپرمي مي‌گويند . در مورد پيدايش انسان در روي زمين دو نظريه مخالف هم هست: يكي نظريه تكاملي‌ها و بنياد انواع كه آلفرد راسل ، والايس و داروين مبتكر آن نظريه بودند ، و آن‌ها معتقد بودند كه ذرات در اثر فعل و انفعال شيميايي طولاني تبديل به ذرات جاندار شدند ، و اين تحول در جاندارها ادامه داشت تا اين كه به مرحله‌ي انسان رسيد . ديگري نظريه‌اي است كه مي‌گويد نسل انسان از آسمان به زمين آمده و به تدريج نشو و نمو يافته است كه اديان الهي هم موافق با اين نظريه مي‌باشند