بازگشت به صفحه عنوان ها

                      حال ببینیم ابوالهول را به چه منظور ساخته اند؟   

 

    معبدکوچکی درمیان پنجه های ابوالهول ساخته شده که می تواندپاسخگوی ما باشد.در این اطاقک کتیبه هایی متعلق به دو تن از پادشاهان قدیم مصر یافت می شود. در این کتیبه ها نوشته شده که "ابوالهول"نشان دهنده یکی از تصاویر خدای آفتاب هارماخیس است.

    در این کتیبه هم چنین نوشته شده که هدف از قرار دادن این هیولای بزرگ پاسداری از گورستان اطراف "اهرام سه گانه "از گزند شیطان است .علاوه بر مجسمه بزرگ ابوالهول که در جیزه است مجسمه های کوچک دیگری شبیه به ابوالهول در نقاط پراکنده مصر بسیار دیده می شود. با این تفاوت که سر هر کدام از این مجسمه ها به شکل سر یکی از پادشاهان مصر ساخته شده است.

در کتاب های مقدس و باستانی مصر واژه ابوالهول به معنای "سرور"آمده است. پیروان مذاهب قدیم اعتقاد داشتند که پادشاه دارای هوش و چابکی و نیروی انواع حیوانات است.هم چنین معتقد بودند که پادشاه این نیروها را به وسیله دربرگرفتن پوست حیوانات یا بر سر نهادن آن ها به دست می آورد.به همین جهت مصریان از خدایان و سلاطین خود مجسمه هایی می ساختند که  نیمی از آن ها شبیه به انسان و نیمی دیگر شبیه به حیوان بود. اندیشه ساختن این نوع مجسمه ها از مصر به تمدن های دیگر مانند تمدن آشوری و یونانی نیز رخنه کرد.

    مجسمه های ابوالهول در این نواحی معمولاً دارای بال بودند. در آشور آن ها را غالباً با پیکر نرمی ساختند. ولی در یونان پیکر تراشان سر آن ها را به شکل سر یک زن درمی آوردند. ابوالهول را در انگلیسی "اسفینکس" می گویند و این واژه از زبان یونانی گرفته شده است.همان گونه که ما درباره اژدها تصوراتی داریم یونانی ها نیز تقریباً همین گونه درباره ابوالهول می اندیشیدند. ولی از نظر ما اژدها هر چند نشانه قدرت فراوان است ولی وجود خارجی و واقعی ندارد. اما یونانی ها برای "ابوالهول" افسانه ای ساخته می گفتند:

    ابوالهول بر فراز سنگ بزرگ زندگی می کرد و برای هر رهگذری معمایی طرح می کرد. آن گاه کسی که نمی توانست پاسخ او را گوید به دست او کشته می شد.

معمای ابوالهول این بود که می پرسید:    

 "آن چیست که صبح گاهان با چهارپا راه می رود ظهر با دو پا ولی در شام گاه به سه پا حرکت می کند؟"

تنها کسی که توانست جواب این معما را درست بدهد شخصی به نام "اودیپ" بود. وی به ابوالهول گفت:

    "مقصود تو از این معما انسان است زیرا او در کودکی که صبح زندگی به شمار می رود روی چهار دست و پاراه می رود. وقتی که بزرگ شد ایستاده یعنی با دو پا گام برمی دارد. اما در زمان پیری که شامگاه زندگی است از عصاکمک می گیرد و در نتیجه با سه پا حرکت می کند."چون پاسخ "اودیپ"صحیح بود ابوالهول از شدت خشم خود را از فراز صخره به زیر افکند و جان از کف بداد.