اختراع ميکروسکوپ
در حقيقت
جا دارد که ميکروسکوپ را کليد جهان ذرات بدانيم زيرا اختراع ميکروسکوپ بودکه در
شناخت جهان پيچيده – ذرات نامرئي به وسيله حواس پنجگانه گامي بلند برداشت .
تاريخ افتخار اين اختراع را از آن گاليله منجم مي دانند، که توانست در سال
1612 اولين نمونه آن را اختراع کند و چون مورد احتياج يک نفر منجم نبود، قهرا" به
کنار گذاشته شد ، بعدا" براي نخستين بار توسط آکادمي (ده لنسئي) مورد استفاده قرار
گرفت . البته ميکروسکوپ در آن زمان وسيله اي ساده بود که عدسي اش از يک قطر شيشه
ذوب شده تشکيل شده بود و اشياء را به طور لازم بزرگ نشان نمي داد .
فرانسيسکو استلوتي
(1577-1653م)
وي عضو
آکادمي(ده لينسئي) بود نخستين تصوير را به کمک ميکروسکوپ از چشم زنبور عسل رسم کرد
.
مارچلو مالپيقي (1628-
1693م)
وي در سال
1661 رگ هاي موئين را با چشم ديد و در ريه قورباغه اي ، به وسيله شريان ريوي آب
تزريق نمود و مشاهده کرد که اين آب رگ هاي موئين را مرئي کرد و از وريد ريوي خارج
شد . اين دانشمند با اين آزمايش نظريه جريان خون را عملا" اثبات نمود. چون رابرت
هوک از اقدامات مالپيقي آگاه شد شروع به کار کرد و کتابي به نام ميکروگرافي تاليف
نمود و در آن نوشت ساختمان گياهان شبيه ساختمان يک قطعه از عسل در داخل کندو مي
باشد، يعني از اتاقک هاي کوچکي تشکيل گرديده است.
نمياه گريو
انگليسي که معاصر هوک بود ، در باب نسج هاي گياهان مطالعاتي به عمل آورد و به نتيجه رسيد که مانند قطعات تور مي باشد ،همين دانشمند نخستن کسي است که گل ها را تحت آزمايش ميکروسکوپي درآورد و مکانيسم دستگاه هاي توليد مثل گل ها را حدس زد ، يکي ديگر از کساني که در راه زيست شناسي گام هاي بلندي برداشت (ژان سوا مردام) (1637-1680م) فرانسوي بود و آزمايش هاي ميکروبي فراواني راجع به تغيير شکل حيوانات و اعضاي داخلي ، زنبور عسل و دستگاه تنفسي انجام داد ، اما چون نابغه ديوانه مشرب بود ناگهان قسمتي از يادداشت هاي خود را سوزاند و چون بر سر عقل آمد بقيه اش را به دوستش نام ( ملشيسدکتهونو ) سپرد که مورد استفاده مجمع علمي مرسن قرار گرفت.
آنتوان وان ليوونهوک
(1632- 1723م)
آنتوان
هلندي توانست با ذره بين هاي دقيقي که تهيه مي کرد، ابتدا در نسوج پارچه بعد هم در
نسج هاي گياهان و سپس جانوران بررسي و نظاره کند، چنان در اين راه پيشرفت کرد که
بعدا" مرتبا" از کارهايش ديگران استفاده مي کردند، اين دانشمند بيشتر در مورد شناخت
جانوران کوچک و مشاهده گلبولهاي خون، چشمهاي مرکب حشرات، تشريح شته درختان،
ساختمان اقسام مورچه و مگس آزمايشاتي کرد.
مشاهده ميکروسکوپي و تشريح حيوانات بالا گرفت تا جايي که معمار قصر بورکلودپرول که ذوق طبيعي داشت در باغ سلطنتي به تشريح حيوانات مرده پرداخت و نتيجه مشاهداتش را در کتابي چاپ و منتشر کرد.حتي يک نفر دانشمند بلژيکي در سال 1681 يک دوره تشريح تطبيقي واقعي را منتشر ساخت و عاقبت هم دديمور فرانسوي قدم به ميدان گذاشت