شعر
و شاعری چگونه شکل گرفت؟
نخست باید بدانیم "شعر" چیست؟ شعر بیانی از احساس عمیق انسان است که به
زبان خاصی نوشته یا گفته می شود. وزن هر شعر، چیزی است که آن را از نثر بازمی
شناساند.
با توجه به مطالب فوق می توانیم درباره ی پیدایش شعر اظهار نظر کنیم. البته
هیچ گاه به طور یقین نخواهیم دانست چه کسی نخستین شاعر بود و یا نخستین شعر کجا
سروده شد، اما از آن جا که به برخی از اعمال و رفتار انسان های نخستین آگاه هستیم،
می توانیم چیزهایی از روی گمان بگوییم.
انسان پیش از آن که زبان سخن گفتن داشته باشد، انواعی از رقص و وردهای
موزون داشت. او صدا و حرکات و شیون هایی از خود در مواقع خاصی درمی آورد، مثلاً
هنگام جنگ و یا پیش از شکار. هم چنین گونه ای طبل نیز اختراع کرد که بر آن می
کوفت. پس از آن از صدا و ضربات طبل برای خواندن وردهای جادویی برای خدایان استفاده
می کرد.
انسان نخستین می کوشید تا جشن و سرودهای خود را کامل کند و هر چه این جشن و
سرودها کامل تر می شد، پیچیده تر نیز می شد. کم کم کلماتی که برای خدایان بیان می
شد، از صدای طبل اهمیت بیشتری یافت، چون کلمات را می فهمیدند. می توان گفت رهبر
چنین جشن ها و مراسم دینی در همان وقت، به نوعی، شاعر یا رامشگر بود.
طی هزاران سال انسان تحت تأثیر آهنگ های موزونی قرار گرفت که در اطرافش می
شنید: صدای آب، غرش باد، پرواز پرندگان و حرکات موزون جانوران، با کوششی که انسان
در تقلید از این اصوات به کار بست گونه ای از تخیلات شاعرانه در او ایجاد شد. پس
از آن مراسم رقص و آواز و سرود به مرحله ای رسید که انسان توانست آن ها را ثبت کند
و از نسلی به نسل دیگر منتقل کند و بدین سان گونه ای از شاعری شکل گرفت.
طی قرن پنجم پیش از میلاد، یونانیان شعر را برای مواقعی خاص می سرودند، اما
هنوز هم با رقص و موسیقی همراه بود. پس از آن نوعی شاعری میان یونانیان معمول گشت
که در آن داستان های قهرمانان و یا زندگی مردمان گوناگون به شعر کشیده می شد.
مشهورترین متون شعری یونانیان، اودیسه و ایلیاد از سروده های هومر است.