پیدایش تلگراف

 

     وقتی ما تاریخ ملل را ورق می زنیم می بینیم که بشر در تمام قرون و اعصار باستانی سعی داشته به هر طریقی که امکان داشته چه از راه فرستادن علائم و چه از راه مشاهده، شب ها به وسیله ی نور و روزها به وسیله ی دود و چه با وسایل صدادار با مسافت های دور ارتباط پیدا کند. چنان که در عصر هانیبال (247- 183 ق م) و بعد ها هم در روم به شیوه ی یونانیان اخبار را به مقاصد مربوط می فرستادند. در 600 سال قبل از میلاد ( دو هزار و پانصد سال قبل) ایرانیان می توانستند در عرض دو روز خبری را از یک محل به محل دیگر که 400 کیلومتر با هم فاصله داشتند برسانند.به این معنا که عده ای مأمور مخصوص در نقاط مرتفع و یا در بالای برج های مخصوص که از یک دیگر فاصله ی زیادی نداشتند می گماردند. بعد نفر اولی که پیام به وی داده می شد آن را با فریاد بلند برای نفر بعدی منتقل می کرد و این کار را تا نفر آخر انجام می دادند و پیام را ظرف مدت 24 ساعت از محلی به محل دیگر بفرستند و اگر از اسب و یا وسایل دیگر استفاده می شد ممکن بود بیست تا سی روز طول بکشد.

     دو قرن بعد روش مزبور در ایران و روم تکامل یافت. بدین ترتیب که مشعل هایی در دست داشتند و آن مشعل ها را حرکت می دادند و حرکت آن مشعل حروف یک کلمه ای را به نفر بعدی مخابره می کرد و این شخص هم پیام را برای نفر بعدی می فرستاد. بدیهی است که در این عمل برای هر کلمه حرکت خاصی را انجام می دادند.

     یونانیان این روش را به یک روش علمی یعنی ریاضی تبدیل کردند. که اصول کار آن شبیه جدول ضرب بود. در روی باروها و برج های مخابراتی که مخصوص این کار بنا شده بودند ده عدد مزغل(سوراخ) درست کرده بودند که پنج عدد آن ها به طور عمودی در سمت راست برج و پنج عدد دیگر به طور افقی در سمت بالا قرار داشتند و در مقابل هر کدام از این مزغل ها دریچه ای بود که مانند ارسی پنجره های قدیمی قابل باز و بسته شدن بودند و در پشت هر یک از این دریچه ها یک مشعل روشن قرار داشت و مأمورین مخابرات کاغذی داشتند که حروف الفبا را در پنج ردیف پنج تایی برروی آن ها می نوشتند، یعنی قبلاً نوشته شده بود، مانند جدول ضرب.

    

     هنگام مخابره ی یک حرف مأمور مربوط دریچه های چند عدد از مزغل های عمودی را باز می کردند در نتیجه مشعل های پشت آن ها دیده می شدند و محل تلاقی خطوط مزغل ها روشن شده و حروف مخابره شده را مشخص می کردند. مثلاً فرض کنید که مأمور مربوطه سه عدد از مزغل های افقی سمت چپ و سه عدد از مزغل های عمودی را از بالا روشن می کرده، مأمور دیگر فوراً متوجه می شد که مثلاً حرف N مخابره شده است.

    در سال 1774 لوساژ ایتالیایی دستگاه تلگرافی را اختراع کرد که به تعداد حروف الفبا سیم داشت و با جریان برق ضعیفی که به وی وصل می شد خبر به محل های نزدیک ارسال می کرد. با اکتشاف الکترو دینامیک توسط آمپر فرانسوی و فارادی انگلیسی و اورستد دانمارکی کار ساختن تلگراف برمبنای صحیحی قرار گرفت و از مغناطیس الکتریکی استفاده شد. در سال 1833 توسط وبروگائوس دستگاه تلگرافی اختراع شد که کامل تر از دستگاه های قبلی بود. اما در همان زمان از آن نوع دستگاه در روسیه توسط شیلینگ و در اسکاتلند به وسیله ی ریچی و دیگران ساخته شد. در سال 1837 در انگلستان به وسیله ی کوک وینستون تلگراف الکتریکی  صفحه داری اختراع شد و حروف توسط 5 عقربه گالوانومتر معین و عقربه ها به وسیله 5 سیم به دستگاه انتقال اخبار متصل می شدند.

    در آلمان توسط فیزیک دان معروف کارل اشتنهایل 1801- 1870 م) نوعی تلگراف اختراع شد که فقط یک سیم داشت. این مرد به جای استفاده از پیل الکتریکی از ماشین مدار الکتریسیته استفاده کرد و در هر دو طرف جریان الکتریکی را به وجود آورد. اشتاین هیل دانشمند عالی مقام بود که به ساختن نور سنج منشوری پرداخت و مطالعاتی در روی عدسی ها انجام داد و برای به کار انداختن ساعت و به صدا درآوردن سوت های آتش نشانی از نیروی برق استفاده نمود. این مرد مأمور ایجاد خط تلگرافی در اتریش و سوئیس نیز گردید.

    پل شیلینگ که یکی از کارمندان سفارت روسیه در آلمان بود، دستگاهی اختراعی زومرینگ را در سال 1853 اصلاح و تکمیل کرد. دستگاه وی با پنج سوزن آهن ربا کار می کرد. بعد هم ویلیام فادرجیل کوک با کمک چارلزوینستون موفق به اختراع دستگاه تلگرافی چهار سیمه شد. در امریکا ساموئل مورس فرزند ارشد کشیشی که در آغاز نقاش بوده و از این راه به شهرت فراوان رسیده بود، پس از این که به فرانسه آمد، در بازگشت با جوانی که در رشته ی شیمی تحصیل می کرد و یک مغناطیس الکتریکی داشت، آشنا شد و با مشاهده ی آن دستگاه به فکر فرو رفت. وی پس از ورود به امریکا مدت ها کوشید تا توانست دستگاه تلگراف کاملی را اختراع کند. این دستگاه بر تمام دستگاه های دیگر برتری داشت.

     تا آن زمان تلگراف فقط در خشکی مورد استفاده بود. اولین خط تلگرافی که در سال 1866 بین انگلستان و امریکای شمالی برقرار گردید، از عجایب کارهای آدمی محسوب می شد. زیرا سیمی به طول 5000 کیلومتر می باید از اقیانوس می گذشت و دو قاره را به هم وصل می کرد. گر چه سیم های قبلی بریده می شدند و باعث تلفات و خسارات زیادی می شدند، تا این که تومیون روکشی را که از یک صمغ به دست می آمد مورد استفاده قرار داد و این مشکل را حل نمود. در سال 1780 طول خطوط تلگرافی در دریا 60 هزار کیلومتر و در سال 1880 به 152 هزار کیلومتر و در سال 1910 به 467000 کیلومتر رسید. امروزه متجاوز از 000/700 کیلومتر می باشد و طولانی ترین خط تلگرافی زیردریایی به طول 6390 کیلومتر است که در سال 1901 کشیده شده است. کوشش های برادران زیمنس به ویژه ورنرفون زیمنس را در توسعه ی خطوط تلگرافی نباید نادیده گرفت.

بازگشت به صفحه عنوان ها