الهي ، نزديك نفس هاي دوستاني ، حاضر دل
ذاكراني ، از نزديك نشانت مي دهند و برتر از آني ، از دورت ميجويند و تو
نزديك تر از جاني ، نه اين و نه آني ، جان را زندگاني مي بايد تو آني الهي ،
كشيديم آن چه كشيديم ، همه نوش گشت چو آواي قبول شنيديم ، داني كه هرگز در مهر
شكيبا نبوديم و به هر كوه كه رسيديم حلقه در دوستي تو گرفتيم ، و به هر راه كه
رفتيم بر بوي تو آن راه را بريديم ، دل رفت مبارك باد ، گر جان برود در اين راه
پسنديديم .
الهي ، آتش يافت با نور شناخت آميختي،
و از باغ وصال نسيم قرب برانگيختي، با آتش دوستي آب گلسوختي تا ديده ي عارف را
ديدار خود آموختي .
الهي ، عنايت تو كوه است و فضل تو دريا ،
كوه كي فرسود و دريا كي كاست؟ عنايت تو كي جست و فضل تو كي وا خواست ، پس شادي يكي
است كه دوست يكتاست الهي ، از كرم تو همين چشم داريم ، و از لطف تو همين گوش داريم
، بيامرز ما را كه بس آلوده ايم به كردار خويش ، بس درمانده ايم به وقت خويش ، بس
مغروريم به پندار خويش، بس محبوسيم در سراي خويش ، دست ما را گير به فضل خويش ،
باز خوان ما را به كرم خويش، باز ده ما را به احسان خويش .
الهي ، تا آموختن را آموختم ، آموخته را جمله بسوختم ، اندوخته را بر انداختم و
انداخته را بيندوختم ، نيست را بفروختم تا هست بيفروختم .
الهي ، تا يگانگي بشناختم ، در آرزوي
شادي بگداختم ، كي باشد كه گويم پيمانه بينداختم و از علايق وا پرداختم
و بود خويش جمله در باختم .
كي باشد كين قفس بپردازم در باغ الهي آشيان
سازم
الهي ، گاه مي گويي فرود آي ، گاه مي
گويي بگريز ، گاه فرمايي بيا ، گاه گويي پرهيز خدايا ، اين نشان قربت است ؟ يا محض
رستاخيز ؟ هرگز بشارت نديدم تهديد آميز ، اي مهربان بردبار ، اي لطيف نيك بار ،
آمد به درگاه خواهي به ناز دار و خواهي خوار دار .
الهي ، اين دل من كان حسرت است و تن من
مايه درد و غم ، خدايا نيارم گفت كه اين همه چرا بهره ي من است
.
الهي ، تا مهر تو پيدا گشت همه مهر با جفا گشت همه جفاها وفا گشت
.
خداوندا ، ما نه ارزاني بوديم تا ما را برگزيدي و نه نا ارزاني بوديم كه به غلط
برگزيدي و هر عيب كه مي ديدي بپوشيدي .
الهي ، نامت نور ديده ي آشنايان ، يادت
آيين منزل مشتاقان ، يافتت چراغ دل مريدان ، مهرت انس جان دوستان
.
الهي ، چه خوش روزي كه خورشيد جلال تو به ما نظر مي كند ، چه خوش وقتي كه مشتاق از
مشاهده ي جمال تو ما را خبري دهد ، جان خود را طعمه ي باز سازيم كه در فضاي
طلب تو پروازي كند و دل خود نثار دوستي كنيم كه بر سر كوي تو آوازي دهد
.