يارازغممنخبرنداردگويي
ياخواببهمنگذرنداردگويي
تاريكتراستهرزمانيشبمن ياربشبمنسحرنداردگويي
الهي ، كار تو بي ما به نيكويي درگرفته
، چراغ خود را بي ما به مهر باني افروختي، خلعت نور از غيب بي ما به بنده نوازي
فرستادي ، چون رهي را به لطف خود به اين آرزو آوردي ، چه شود كه به لطف خود ما را
به سر بري
.
الهي ، تو آني كه نور تجّلي بر دل هاي دوستان تابان كردي ، و چشمه هاي مهر در سر
ايشان روان كردي ، تو پيدا و به پيدايي خود در هر دو گيتي ناپيدا كردي، اي
نور ديده ي آشنايان و سوز دل دوستان و سرور جان نزديكان ، همه تو بودي و تويي ، تو
نه دوري تا تو را جويند ، نه غافل تا تو را پرستند ،نه تو را جز به تو يابند .
الهي ، هر چه مي شمردم پرده بود و هر چه مايه مي دانستم بيهده بود
.
خداوندا ، يك بار اين پرده ي من از من بردار ، و عيب هستي من از من وادار و مرا در
دست كوشش مگذار .
بارخدايا ، كردار ما در ميار و زبان ما از ما وادار .
اي كردگار نيكوكار ، آن چه بي ما ساختي
بي ما راست دار و آن چه تو برتاوي به ما مسپار .
از بس كه دو
ديده در خيالت دارم در هر چه نگه كنم تويي
پندارم
الهي ، راهم نما به خود و باز رهان مرا
از بند خود ، اي رساننده به خود برسانم كه كسي نرسيده به خود .
بار الها ، ياد تو عيش است و مهر تو سور ، شناخت تو ملك است و ياد تو سرور و
صحبت و نزديكي تو نور ، جوينده ي تو كشته ي با جان است و يافت تو رستخيز بي صور
.
الهي ، نه جز از شناخت تو شادي است ، نه جز از يافت تو زندگاني ، زندگاني بي تو
بردگي است و زنده به تو هم زنده و هم زندگاني است
.
غمكيخوردآنكهشادمانيشتويي
ياكيمرد
اوكهزندگانيشتويي
درنسيهيآنجهانكجادلبندد
آنكسكهبهنقداينجهانيشتويي
الهي ، اي يافته و يافتني ، از مست چه
نشان دهند جز بي خويشتني ، همه خلق را محنت از دوري است و اين بيچاره را از نزديكي
، همه را تشنگي از نايافت آب است و ما را از سيرآبي
.
اي عاشق دل سوخته اندوه مدار روزي به مراد عاشقان
گردد كار
الهي ، اي داننده ي هر چيز و سازنده ي
هر كار و دارنده ي هر كس ، نه كس را با تو انبازي ، نه كس را از
تو بينيازي ، كار به حكمت مي اندازي و به لطف مي سازي ، نه بيداد است
و نه بازي
.
بار خدايا ، بنده را نه چون و چرا در كار تو دانشي ، و نه كسي را بر تو
فرمايشي ، سزاها همه تو ساختي و نواها همه تو ساختي ، نه از كي به تو و نه از تو
به كس ، همه از تو به تو ، همه تويي و بس ، خلايق فاني و حق يكتا به خود باقي است
.