نام تو شنيد بنده دل داد به
تو چون ديد رخ تو دل داد به
تو
الهي ، به عنايت هدايت دادي و به معونت
ها بذر خدمت روياندي و به پيغام آب پذيرش دادي ، به نظر خويش ميوه ي محبّت رسانيدي
، اكنون سزد كه سموم مكر از آن باز داري و بنايي كه خود ساخته اي به گناه ماخراب
نكني
.
خدايا ، تو ضعيفان را پناهي ، قاصدان را بر سر راهي و وجدان را گواهي چه باشد كه
افزايي و نكاهي .
روضه ي
روح من رضاي تو باد قبله
گاهم در سراي تو باد
سرمه ي ديده ي جهان
بينم تا بود گرد خاك
پاي تو باد
گر همه رأي تو فناي من
است كار من بر مراد
راهي تو باد
شد دلم ذرّه وار
در هوست دلم اين
ذرّه در هواي تو باد
الهي ، تو آني كه از احاطت اوحام بيروني
و از ادراك عقول مصوني ، نه مدرك عيوني ، كار ساز هر مفتوني و شاد ساز هر محزوني ،
در حكم بي چرا و در ذات بي چند و در صفات بي چوني
.
تو لاله سرخ و لؤلوء
مكنوني من مجنونم تو
ليلي مجنوني
تو مشتريان با بضاعت داري با
مشتريان بي بضاعت چوني
الهي ، نصيب اين بيچاره از اين كار همه
درد است ، مبارك باد كه مرا اين همه درد در خورد است ، بيچاره آن كس كه از
اين درد فرد است ، حقا كه هر كس بدين درد ننازد ناجوانمرد است
.
منگريهبهخندهدرهميپيوندم
پنهانگريمبهآشكاراخندم
ايدوستگمانمبركهمنخرسندم
آگاهنهايكهچوننيازمندم
الهي ، در دل دوستان تو نور عنايت پيداست
و جان ها در آرزوي وصال تو حيران و شيداست، چون تو مولى كه راست ؟ و چون تو دوست
كجاست ؟الهي ، هر چه دادي نشان است و آيين فرد است و آن چه يافتم پيغام است و خلعت
بر جاست
.
خدايا ، نشانت بي قراري دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده ي جلال .
روزيكهسرازپردهبرونخواهيكرد
دانمكهزمانهرازبونخواهيكرد
گرزيبوجمالازاينفزونخواهيكرد
ياربچهجگرهاستكهخون خواهيكرد
اي خداوندي كه فلك و ملك را نگاه دارنده
تويي ، اي بزرگي كه از ماه تا ماهي دارنده تويي ، اي كريمي كه دعا را نيوشنده تويي
و جفا را پوشنده تويي ، اي لطيفي كه عطا را دهنده تويي و خطا را بردارنده تويي ،
اي يكتايي كه در صفت جلال و جمال پاينده تويي ، عاصيان را شوينده تويي و طالبان را
جوينده تويي .