الهي ، به حرمت ذاتي كه تو آني ، به حرمت صفايي كه
چناني و به حرمت نامي كه تو داني به فرياد رس كه مي تواني .
الهي ، مكش اين چراغ افروخته را و مسوز اين دل سوخته را و مدر اين پرده دوخته را و
مران اين بنده ي نو آموخته را .
الهي ، اگر تن مجرم است دل مطيع است و اگر بنده بد كار است كرم تو شفيع است
.
بادا كرم تو بر
همه پاينده احسان تو
سوي بندگان آينده
بر بنده ي خود گناه را سخت
مگير اي داور بخشنده ي بخشاينده
الهي، قبله ي عارفان خورشيد روي تو
است و محراب جان ها طاق ابروي تو است و مسجد اقصاي دل ها حريم كوي تو است ، نظري
به سوي ما فرما كه نظر ما به سوي تو است .
الهي ، روي بنما تا در روي كسي ننگريم و دري بگشاي تا بر در كس نگذريم .
الهي ، به نام آن خدايي كه نام او راحت روح است و پيغام او مفتاح فتوح و سلام او
در وقت صباح مؤمنان را صبوح و ذكر او مرحم دل مجروح و مهر او بلانشينان را كشتي
نوح ، عذرهاي ما بپذير و بر ما خورده مگير .
الهي ، اقرار كردم به مفلسي و هيچ كسي ، اي يگانه كه از هر چيز مقدّسي چه
شود اگر مفلسي را در نفس آخر به فرياد رسي .
الهي ، از هيچ همه چيز تواني و از همه چيز به هيچ نمايي كه گويم چنين يا چناني ،
تو آفريننده ي اين و آني .
ما را سر و سوداي كس ديگر
نيست از عشق تو پرواي كس ديگر نيست
جز تو دگري جاي نگيرد
در دل دل جاي تو شد جاي كس ديگر نيست
الهي ، اي آن كه گردون رام تقدير توست و
رقبه ي عالميان مسخّر تدبير تو است و سر سركشان بسته ي تو و جبّاران شكسته ي تو و
دوزخ زندان تو و فردوس بستان تو و در آسمان ها سلطان تو و زمين به حكم و فرمان تو
، در دل ها پنهانْ تو ، در آخرت عيانْ تو كه عبدالله عذر بكاست اما عذر نخواست .
اي واقف اسرار ضمير
همه كس در
حالت عجز دستگير همه كس
از هر گنهم توبه ده و عذر
پذير اي توبه
ده و عذر پذير همه كس
الهي ، به فضل خود قانعي و به شكر خود
شكور ، به علم عارف نزديكي و از وهم ها همه دور .
الهي ، عبدالله را از سه آفت نگاه دار ، از وساوس شيطاني و خواهش هاي نفساني و
غرور ناداني .
الهي ، اگر عبدالله را خواهي گداخت دوزخي بايد پالايش او را و اگر خواهي نواخت
بهشت ديگر بايد آرايش او را .
الهي ، كاشكي عبدالله خاك بودي تا نامش از دفتر وجود پاك بودي .
الهي ، اگر كاسني تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است .