منظور ذكر و ياد من به پا داريد»،به
اين معني كه ذكر خداوند در نماز بزرگ ترين امر ازامور نماز از قبيل:حمد و سوره و
ركوع و سجود است و وجه ديگر ذكر الله اكبر اين است كه: ذكر
و
ياد كردن خداوند بنده اش را بزرگ تر از ذكر بنده ي خدايش را مي باشد ،چنان كه
خداوند مي فرمايد: فاذكروني اذكركم»از من ياد كنيد تا من هم از شما ياد كنم . پس
صلوات ذكر حق است و كسي كه ذكر حق كند همنشين حق است و حق همنشين اوست و كسي كه
همنشين ذاكر خود است او را مي بيند ،چنان كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام
فرمودند: «خدايي را كه نبينم عبادت نمي كنم»از حضرت رسول اكرم (ص) منقول است كه
فرمودند: «آيا شما را خبر ندهم بهتر از آن چه كه جهاد و غزوه ي شما در راه
خداست؟آن ذكر باري سبحانه است». كه حق تعالى همنشين ذاكرش است و همنشين مشهود ذاكر
است و هرگاه ذاكر حق سبحانه را كه همنشين اوست(به چشم باطن) مشاهده نكند ذاكر
نيست،همان گونه كه ياد كردن دائم كسي باعث انس ياد كننده با او مي شود،ذكر خدا نيز
باعث انس گرفتن ذاكر با پروردگار مي گردد و سپس انس،خود،ذاكر را به ذكر و
ياد حق مشغول مي
دارد
در اوّل ذكر آرد انــــــــــــس با يار در
آخر ذكر از انس است و ديدار
چنان كه مرغ تا بيــــــند چمن را
نيارد بســــــــتنش آنگه
دهن را
چگونه مرغ حق نايد به حـق حق
چو مي بيند جمال حسن مطلق
پس ذكر، به ياد حق بودن است و هم چنان كه كودك مطابق استعداد و اعتدال مزاجش از
شنيدن كلام و اراده ي تكلّم كم كم به نطق مي آيد و گويا مي شود،قلب سالك صادق نيز
در اثر مداومت در حضور حق و توجّه به قدس جبروت و دوام ذكر حق به نطق مي
آيد
چون دوام ذكر يعني به ياد خدا بودن موجب انس با خدا است پس ياد
غير خدا باعث بعد نسبت به خدا مي شود،هم چنان كه رسول اكرم فرمودند:« كلام
خود را جز به ياد خدا زياد نكنيد كه كثرت كلام جز به ياد خدا باعث قساوت قلب مي
گردد و دورترين انسان نسبت به خداانساني است كه دچار قساوت قلب مي باشد». حضرت
امام سجاد (ع) در مناجات ذاكرين مي فرمايد:«استغفرك من كلّ لذّة بغير
ذكرك»:خداوندا،از هر گونه لذّت و خوشي غير ذكر تو طلب مغفرت مي كنم
درجات و مراتب ذكر
عالي ترين درجه ي ذكر
يعني حقيقت آن بيان صفات كمال و جلال و جمال حضرت حق است از طرف حضرت حق،چنان كه
آيه ي شريفه 19 سوره ي مباركه آل عمران دلالت دارد: خدا كه حقيقت وجود است به
يكتايي خود گواهي مي دهد كه جز ذات اقدس او خدايي نيست و مراتب پايين تر ذكر
ملائكه مقرّبين و ديگر فرشتگان از حمد و تسبيح خداوند و بالاخره ذكر بدن ها و
اعضاء است كه هر يك به زباني كه به آن ها اختصاص دارد ذكر پروردگار خويش اند زيرا
ذكر خداوند در جميع عبد يعني در روح و قلب و نفس و قواي روحاني و جسماني او و
خلاصه در ذرّه ذرّه وجود او جريان دارد كه منشاء آن همان حقيقت ذكر يعني ذكر صفات
كمال و جمال و جلال حق توسّط حضرت حق است و از آن جا كه موجودات شئوني از حق هستند
و جز آيت و نشانه بودن او هوّيتي از خود ندارند و در حقيقت هويّت موجودات از هوّيت
حق نشأت مي گيرد پس حقيقت ذكر در مراتب و شئون نازل و پايين در همه ي موجودات جاري
است . آيه ي كريمه 45 از سوره ي اسراء مي فرمايد: «هيچ موجودي نيست مگر آن كه به
حمد او تسبيح مي كند ولي شما «تسبيح آنان را فهم نمي
كنيد
نطق آب و نطق خاك و نطق
گل هست محســـوس حواس اهل دل
آري همه ي وجود سراسر همه حسن و عشق و
شور و وجد و مجد و نور و سرا پا همه حّي و علم و شوق و نطق و ذكر و ذوق است . حضرت
علي عليه السّلام در مناجاتش به درگاه خداوند چنين راز و نياز مي كند: «بار الها
ظاهر مرا با طاعتت منّور گردان و باطنم را با محّبتت و قلبم را با معرفتت و روحم
را با مشاهده ات و سرّم با...اللّهم نور ظاهري بطاعتك و باطني بمحبتك
حضرت در اين مناجات با بيان ظاهر و باطن و قلب و روح و سرّ مراتب پنجگانه شخص
انسان اشاره مي فرمايد كه: هر مرتبه اي به ذكر مخصوص به خود مشغول است . مؤمن دائم
در ذكر و ياد خداوند است چنان كه خداوند در آيات شريفه 192 و 191 سوره ي
مباركه آل عمران مي فرمايد:«محققاً در خلقت آسمان و زمين و رفت و آمد شب و روز (بر
وجود حق و علم و قدرت و حكمتش) روشن دلايلي است براي خردمندان عالم،آن هايي كه در
هر حال ايستاده و نشسته و خفته خدا را ياد كنند و دائم فكر در خلقت آسمان و زمين
كرده و گويند پروردگارا تو اين دستگاه با عظمت را بيهوده نيافريده اي،پاك و منزّهي
ما را به لطف خود از عذاب دوزخ
امام
جعفرصادق(ع)مي فرمايد:"تا در ياد خدايي همواره در نمازي نگاه دار"
اوقات دعا
حق تعالى در سوره ي
مزمل آيات 8 و 7 مي فرمايد: البته نماز شب (و دعا و ناله ي سحر) بهترين شاهد
و صفاي قلب و دعوي صدق ايمان است.تو را روز روشن (در طلب روزي) وقت كافي و فرصت
طويل است.شب هنگام دوري از خلق و انطقاع از مشاغل است. روز انسان را به وحدت و
خلوت مي كشاند و وحدت به توحّد مي رساند و تا انسان
به توحّد نرسيده باشد به ادراك عقلي و سير انفسي نائل نمي گردد . آيه
ي شريفه 80 از سوره ي مباركه ي اسراء مي فرمايد: و بعضي از
شب بيدار و متهجّد باش و نماز شب خاصّ تو است،باشد كه
خدايت به مقام محمود مبعوث
گرداند
دل ديوانه ي رند
جهـــــــــــان ســـــوز چو شب آيد نخواهد در پيــــش روز
به شب مرغ حقست و نطق حق حق چو مي بيند جمــــال حسن مطلق
دلي كو بلبــــــــــــل گلزار يــــار است شب او
خوش تر از صبح بهار است
و از حضرت رسول اكرم (ص) منقول است كه
فرمودند: بهترين وقتي كه در آن مي توان خدا را بخوانيد سحر ها است، در اين مقام به
معناي ظريفي اشاره مي شود و آن معني اين كه ادراكات انسان از حيث يگانگي و توحّد
وجود او صورت مي بندد و آن چه از معاني كه نصيب او مي شود از همين حيث است و معاني
نيز خود صورت جمعي و وحداني دارند و از آن جا كه بين غذا و خورنده ي غذا بايد
سنخيت و تجانس باشد،معاني از حيث توحّدي كه دارند نمي توانند قابل ادراك وجود دچار
تشتت باشد . وجود بايد از توحّد برخوردار باشد تا قابل معاني گردد لذا با اضطراب
خاطر نيل به صورت هاي جمعي معارف الهي ممكن نيست و همين طور