ضرب المثل هاي اقبالنامه يا خردنامه
حكيم نظامي گنجه اي
كجا قطره تا درّ به دريا
برد
خر آرد،وز اين بصره خرما برد
***
مثل زد دراين آن كه فرزانه
بود
كه:بر نايد از هيچ ويرانه دود
***
همه روز را روزگار است
نام يكي
روز دانه ست و يك روز دام
***
كسي كو سماعي نه دل كش
كند
صداي خم آواز او خوش كند
***
مكن كار بد گوهران را
بلند
كه پروردن گرگت آرد گزند
***
مشو با زبون افگنان گاو
دل كه
ماني در اندوه چون خر به گل
***
خزينه ز بهر زر آگندن
است
زر از بهر دشمن پراگندن است
***
مگو كز زر و صاحب زر كه
به
گره بدتر از بند و بند از گره
***
فراخ آستين شو كزين سبز
شاخ
فتد ميوه در آستين فراخ
***
به گنجينه اي مفلسي راه
برد بيفتاد
و از شادماني بمرد
***
اگر مقبلي،مقبلان را
شناس
كه اقبال را دارد اقبال پاس
***
مده مدْبران را سوي خويش
راه
كه انگور از انگور گردد سياه
***
چنين زد مثل كاردان
بزرگ
كه:پاس شبان است پابند گرگ
***
به هرچ آري از نيك و از بد به
جاي بد
از خويشتن بين و نيك از خداي
***
خري آب كش بود و خيكش
دريد
كري بنده غم خورد و خر مي دويد
***
به دست كسان كان گوهر
مكن
اگر زنده اي دست و پايي بزن
***
سخن گفتن نرم
فرزانگيست
درشتي نمودن ز ديوانگيست
***
سخن را كه گوينده بد گو
بود
نه نيكو بود،گر چه نيكو بود
***
مياور به افسوس عمري به
سر
كه افسوس باشد بر افسوسگر
***
به بالا شود مرد و فرزند
زير
بود بچّه ي شير زنجير شير
***
غبار پراگنده را در
مغاك
رها كن،كه هم خاك به جاي خاك
***
كشاورز را جاي باشد
درشت
چو نرمي ببيند،شود گوژپشت
***
تنم در درشتي گرفته ست
چرم
هلاك درشتان بود جاي نرم
***
دلم باز طوطي نهاد آمده
ست
كه هندوستانش به ياد آمده ست
***
كنون در خطر گاه جان
آمديم
ز باران سوي ناودان آمديم
***
مثل زد سكندر در آن
كوهسار
كه:دير و درست آي و انده مدار
***
مگر طشت دوشينه كافتاده
بود
به وقت سحرگه صدا داده بود
***
نهادند بر خاك رخسار
پاك
كه خاكي نياسايد الاّ به خاك
***
چراغي كه مرگش كند
دردمند
هم از روغن خويش يابد گزند
***
ز مادر برهنه رسيدم
فراز برهنه
به خاكم سپارند باز
***
جهان را بدين گونه شد رسم و
راه برآورد
بگاه و ندارد نگاه
***
نه زين رشته سر مي توان
تافتن نه
سر رشته رامي توان يافتن
***
بود چار ديوار آن خانه
سست
كه بنيادش اوّل نباشد درست
***
بر آسود از آشوب هاي
جهان
كه جشني
بود مرگ با همرهان
***
چو سر سينه را گربه از ديگ
برد چه
سود ار عجوزه كند سينه خرد؟
***
چو دلو آبي از چه نيارد
فراز رسن
خواه كوتاه و خواهي دراز